يه روز برفی

امروز صبح تو تلويزيون ديدم که تهران داره برف مياد ، ياد اونروز افتادم که اينجا برف اومده بود...01.gif

تو حيات دانشگاه پر برف بود...من و بر و بچ داشتيم برف بازی می کرديم...منم يه گلوله برفی درست کردم که بزنم به دوستم ( بايد بگم که همش برف نبود 04.gif نصفش يخ بود ) از قضا اين گلوله خورد به يه آقا زاده 26.gif....من که از خجالت آب شدم...

جای همتون خالی بود...قيافه اين آقا زاده خيلی باحال شده بود...آخه گلوله صاف خورد وسط سرش ، بعدش افتاد تو يقش 18.gif......

حالا خودتون فرض کنيد من که هر روز اين آقا رو ميديم چه حالی می شدم.....هم خندم می گرفت هم اينکه از خجالت لپ فرمزی می شدم 08.gif....

/ 0 نظر / 6 بازدید